تحلیل واطلاعات مربوط به ورزش |
شانزدهمین دوره مسابقات قهرمانی اسکواش تیمی آسیا دررده بزرگسالان ازامروز وبه میزبانی کویت با حضور 15 تیم دربخش مردان و 8 تیم دربخش زنان آغاز می شود.
درقسمت مردان این سومین حضور تیم مردان می باشد. اولین حضور تیمی کشورمان درسال 2006 میلادی درکشور چین تایپه همراه بود که تیم ایران به مقام دهم اکتفا کرد . دردوره بعدی در سال 2008 میلادی درکویت تیم ما رتبه یازدهم را از آن خودکرد ودرنهایت درسال 2010 میلادی در چنای هند درمکان دهم قرار گرفتیم.
اما درقسمت زنان این اولین تجربه حضور بزرگسالان در میدان آسیایی است که امیدواریم علاوه برکسب تجربه همراه با نتایج قابل قبول باشد.
درقسمت آقایان که از سال 1981 میلادی درکراچی پاکستان آغاز شد طی 15 دوره قبلی پاکستان با 12 بار قهرمانی وبعداز آن مالزی با 3 بار قهرمانی جزو تیمهای پرافتخار آسیایی هستند هرچند که تیمهای سنگاپور ، هنگ کنگ ، هند وکویت حضور درفینال این رقابتها را تجربه کرده اند. امادر بخش بانوان که از دوره سوم این رقابتها به میزبانی مالزی درسال 1986 آغاز شد طی 13 دوره قبلی به ترتیب مالزی با 7 عنوان قهرمانی ، سنگاپور و هنگ کنگ هرکدام با 3 قهرمانی از تیمهای پرافتخارآسیا به شمار می آیند.
دردوره قبلی این مسابقات درچنای هند دربخش مردان پاکستان ودربخش زنان هنگ کنگ به مقام قهرمانی دست یافتند.

سوم دیماه 1390 ، سومین سالروز درگذشت منوچهر لطیف پيشکسوت عرصه مطبوعات ورزشي ايران و کارشناس ونویسنده کشتی است . وی درسال 1317 درشهرستان شیروان دراستان خراسان شمالی متولد شد وکارخبری خودرا با کیهان ورزشی شروع کرد . بد ندیدیم گفتگویی که درسال 1386 باوی انجام شده باهم بخوانیم .
منوچهر لطيف از ورزشى نويسان با سابقه است كه از سال ١٣٣٤ در بارۀ كشتى نوشته و از نخستين گزارشگرانى است كه با تختى آشنا و دوست بوده است. او كار ورزشى نويسى را از روزنامه خراسان در مشهد شروع كرد. با او دربارۀ تختى به گفتگومى نشينيم.
لطيف مى گويد تختى كشتى گيران خراسان را خيلى دوست داشت و هر وقت به مشهد به زيارت مى آمد، مى گفت برويم پيش مشتى وفا. منظورش پهلوان وفا بود كه كشتى گير بنامى بود.
از اين كارشناس كشتى مى پرسم آيا بعد از انقلاب در ادبيات ورزشى كار نويى هم دربارۀ تختى صورت گرفت؟ مى گويد: "نه، بيشتر از نام تختى استفادۀ ابزارى شد. حتا در آرامگاه تختى كه چهل سال از ساختمان آن مى گذرد هيچ تغيير عمده اى صورت نگرفته است. در و پيكرش دارد مى ريزد و هر سال مسئولين ورزش مى گويند كه مى خواهند آرامگاه ويژه اى براى تختى بسازند، اما هيچ خبرى نيست."
"در كنار آرامگاه شروع كرده اند به ساختن يك گود زورخانه، ولى پنج شش سال است كه ته و پى آن به همان شكل مانده است. هر وقت مى روم آنجا جوان هاى محل كه مرا مى شناسند و مى دانند با تختى هم دوره بوده ام، دور من جمع مى شوند و سوال پيچم مى كنند."
"سه سال پيش كه يك روز سوال پيچم كرده بودند، وسط جمعيت چشمم افتاد به آقاى على كفاشيان، معاون وقت سازمان تربيت بدنى، كه حالا دبيركل كميته المپيك است. گفتم بگذاريد از آقاى كفاشان بپرسم. گفتم آقاى كفاشيان! آرامگاه كه به صورت مخروبه در آمده، اين گود زورخانه هم كه همين جور مانده است، اينها را كى درست مى كنيد؟ گفت سال ديگر انشاء الله. حالا سه سال مى گذرد اما هيچ اتفاقى نيفتاده است."
"امسال به مناسبت ١٧ دى قرار است در هتل المپيك ورزشگاه آزادى براى تجليل از تختى مراسمى برپا شود. يقين دارم باز خواهند نشست و مثل هر سال حرف خواهند زد. چون هر سال صحبت هايى درباره تختى مى شود اما طبق معمول مى ماند براى سال ديگر. يک جام كشتى هم به نام تختى داشتيم كه امسال آن را هم حذف كرده اند. گفته اند در خرداد ماه برگزار خواهند كرد اما شک دارم كه ديگر برگزار شود."
مى گويم آقاى لطيف ما قهرمانان و كشتى گيران برجسته زياد داشتيم اما هيچ كدام اسطوره نشدند. تختى چرا اسطوره شد؟
مى گويد: "عوامل مختلفى دست به دست هم داد تا تختى تختى شود. تختى روحيه مردمى داشت. علاقه داشت به مردم كمک كند. مثل زلزلۀ بوئين زهرا كه مشهور است. يا مثلا حقوق بازوبندى خود را به دانش آموزى داد كه از كرمان آمده بود و قصد داشت در كنكور شركت كند. اين دانش آموز در دانشكدۀ پليس قبول شد. تختى حقوق بازوبندى خود را هر ماه به او مى داد كه بتواند خرج خود را تأمين كند. او بعدها سرهنگ شهربانى شد و تختى را مثل پدر دوست داشت. از اين جور كارها زياد مى كرد."
"خيلى ها بودند كه مى خواستند تختى را بخرند اما زير بار نمى رفت. روحيه اى داشت كه نمى خواست مديون كسى باشد. بزرگ منشى او سبب شد كه از ساير قهرمانان متمايز باشد."
"يک نمونۀ ديگر بگويم. در المپيك ١٩٥٦ ملبورن تربيت بدنى اعلام كرد كسانى كه مدال طلا بگيرند ٥٠ هزار تومان جايزه نقدى خواهند گرفت. آن موقع ٥٠ هزار تومان خيلى پول بود و مى شد با آن سه تا خانه خريد. تختى و حبيبى مدال طلا گرفتند، دو نفر از كشتى گيران ما هم مدال نقره گرفتند، ولى در چهار وزن ديگر مدالى نگرفتيم و دست قهرمانان ما در آن وزن ها خالى ماند. تختى ٥٠ هزار تومان خود را در طبق اخلاص گذاشت. گفت پول من بايد بين من و آن چهار نفر قسمت شود. هرچند آن چهار نفر قبول نكردند، ولى تختى صادقانه گفت شما هم كشتى گرفتيد، تيم ما در آنجا پيروز شده است و شما هم در اين پيروزى سهيم هستيد. من اگر حريف تمرينى نداشتم نمى توانستم پيروز شوم. شما حريفان تمرينى من بوده ايد."
مى پرسم آقاى لطيف بعد از انقلاب هيچ ورزشگاهى به نام تختى ساخته شد؟
مى گويد: "نخير. تمام ورزشگاه ها را به نام تختى كردند. من در همان اوايل انقلاب مطلبى در كيهان ورزشى نوشتم كه شما بياييد براى تختى ورزشگاه نويى بسازيد. نوشتم اينكه استاديوم سعد آباد مشهد را به نام تختى كرده ايد، او اگر زنده بود مى گفت نه، نمى خواهم، بايد به نام پهلوان وفا باشد. تختى اگر زنده بود و مى ديد كه تنها ورزشگاه شيراز را به نام او كرده اند مى گفت اينجا محمد على فرخيان داريم، ورزشگاه بايد به اسم او باشد. نوشتم به جاى اينكه همه ورزشگاه ها را به نام او بكنيد، بياييد يک ورزشگاه به نام او بسازيد. الان هر جا مى رويم يك استاديوم تختى هست اما اين چه فايده دارد. هنوز براى تختى يک ورزشگاه ساخته نشده است."
مى پرسم در طول اين چهل سال هيچ مجله و نشريه اى به نام تختى منتشر شده است؟
باز مى گويد: "نه، يك مجله كشتى هست كه آقاى صدرالدين كاظمى منتشر مى كند كه روى جلد آن كشتى را طورى نوشته كه تختى خوانده مى شود. اولين شماره اش را هم به زندگى تختى اختصاص داد و عكس تختى را گذاشت."
مى پرسم اگر شما در اين مملكت كاره اى بوديد براى تختى چه مى كرديد؟
مى گويد: "اولين كارى كه مى كردم يک ورزشگاه به نام او مى ساختم. تأكيد مى كنم فقط يک ورزشگاه. بعد هم سجاياى اخلاقى اش را گسترش مى دادم. بعد از انقلاب چند بار زلزله آمد، سيل آمد و ما قهرمانان را جلو انداختيم كه كارى بكنيم اما ديديم اينها جوهر اين كار را ندارند. محبوبيت او را هم ندارند. متاسفانه وسط كار ما را تنها گذاشتند."
"من اگر رئيس فدراسيون كشتى بودم جنبه هاى اخلاقى و نقاط مثبت تختى را بزرگ مى كردم تا ديگران هم ياد بگيرند. ما در شعار مى گوييم كه پهلوانى بزرگتر از قهرمانى است اما نتوانسته ايم اين را جا بنيدازيم. ما همه، حتا ورزش نويسان، وظيفه داريم كه خصوصيات اخلاقى تختى را بگسترانيم."
"مشكلات زندگى حالا كه بيشتر است، اما اين كارها نمى شود، هيچ. حالا ديگر ليگ ها كشتى گيران را پولكى هم كرده اند. البته اين كار از فوتبال شروع شد بعد به جاهاى ديگر سرايت كرد. اينها ما را از مسيرى كه مى پيموديم منحرف كرده است. ورزش ما حالا از آن چيزى كه ما در ذهنمان بود، از آن چيزى كه ما مى خواستيم فاصله گرفته است. ديگر آن نيست. مثلا جوانمردى سرلوحۀ كشتى بود، ديگر نيست؛ منش پهلوانى، سرلوحۀ كشتى بود، ديگر نيست؛ صداقت و پاكدامنى، درستى، عزت نفس، تقوى، همۀ اينها را در كشتى داشتيم اما حالا كشتى گير ما هم مثل فوتباليست شده است."
از ورزشى نويس با سابقه، دربارۀ شايعۀ قتل تختى مى پرسيم كه هنوز هم گاه شنيده مى شود. مى گويد: "نه، تختى خودكشى كرد، صد درصد خودكشى كرد و اينها همه شايعاتى بود كه حول يك اسطوره پيچيد. تختى روحيه بسيار ظريفى داشت، برخلاف سينۀ ستبر و بازوان توانمند، قلبى به اندازۀ گنجشک داشت، خيلى زود آزرده مى شد، با كوچک ترين تلنگرى اشكش در مى آمد، از ناراحتى مردم گريه مى كرد، چنين آدمى نمى توانست در مقابل مشكلات دوام بياورد، و نتوانست."
مهتاج رسولی/ ۰۷ ژانویه ۲۰۰۸
- ۱۷ دی ۱۳۸۶
برگرفته از وبلاگ :http://alighodraty.blogfa.com
|
ردیف |
المپیک |
نفرات شرکت کننده |
|
1 |
1964 توکیو |
دوومیدانی : سیمین رضا مهر – فاطمه نازلی بیات ماکو – ژولیت گورکف ژیمناستیک : جمیله سروی |
|
2 |
1976 مونترال |
شمشیربازی فلوره : ژیلا الماسی – گیتی محبی – مهوش شفای – مریم آچاک |
|
3 |
1996 اتلانتا |
تیراتدازی تفنگ بادی از فاصله 10 متر: لیدا فریمان |
|
4 |
2000 سیدنی |
تیراندازی کلت بادی از فاصله 10 متر : منیژه کاظمی |
|
5 |
2004 اتن |
تیراندازی : نسیم حسن پور |
|
6 |
2008 پکن |
قایقرانی ( روئینگ ) :هماحسینی تیراندازی با کمان (ریکرو) : نجمه آبتین تکواندو (وزن 48 – کیلو ) : سارا خوش جمال فکری ووشو (رشته نمایشی ):زهرا کریمی (طلای وزن 60- ساندا ) و فرزانه دهقان (برنزوزن 52- ساندا ) |
پرچمداران زن ایران :
المپیک 1996 آتلانتا : لیدا فریمان
المپیک 2008 پکن : هماحسینی از کرمانشاه

امروز هشتم آذرماه بود ، نام هشتم اذر برای هرایرانی فوتبال دوستی نام آشنایی است. درسال 1376 حماسه ملبورن درکشور استرالیا توسط ملی پوشان فوتبال کشورمان با ثبت تساوی دوبردو وصعود پرافتخار تیم کشورمان بعد از گذشت بیست سال به جام جهانی شکل گرفت. از ان روز 14 سال گذشته است واینکه چرا بازهم این روز را یاد آورمی شوم علاوه بر یاد آوری صعود بچه های باغیرت ایران به جام جهانی شکل گیری یک رویداد خودجوش ملی است.
بله ، فوتبال می تواند با جذابیتهای خود چهره هرملتی را دگرگون کند . هیچوقت هشتم آذرماه را فراموش نمی کنم چون درآن روز با چشمانم دیدم این مردمی که دراثر کارومشکلات زندگی عصبی وپرخاشگر شده اند همه وهمه از کوچک وبزرگ وپیروجوان درخیابانها ریخته وبصورت خودجوش جشن گرفته اند جشنی که یک هفته تا ورود اعضای تیم ملی به کشورمان ادامه یافت.
من این روز رابرای این دوست دارم که مردم کشورم از صمیم قلب یکرنگ ویکدل بودند وبه پاس این یکدلی ویکرنگی جشنی پرشکوه گرفتند .
امیدوارم بازهم ازاین روزها ببینم وامیدوارم این اتفاق بازهم به مدد فوتبال بیفتد و فوتبالی که این روزها همه مشکلات را بر سرش می زنند ولی یادشان رفته این فوتبال چه موهبتی است.
این روزها تب مسابقات جام جهانی والیبال با بازیهای خوب وقابل تحسین تیم ملی والیبال کشورمان درحال جریان است. تیم ملی والیبال کشورمان بابهره گیری از حضور یک مربی ارزشمند بنام خولیو ولاسکوی آرژانتینی ، رشادت وتجربه بازیکنان تیم ملی، زحمات مربیان فعلی وقدیم والیبال چه ایرانی وچه خارجی و مدیریت خوب فدراسیون درآستانه رسیدن به یک افتخارارزشمند ملی است. شکست دادن تیمهایی چون لهستان (قهرمان اسبق المپیک ) ، آرژانتین ، صربستان وتیم پرمدعای میزبان ( ژاپن ) کار آسانی نیست. این نتایج همه وهمه درراستای اعمال مدیریت قوی دریک فدراسیون منضبط با یک کارریشه ای بدست آمده است . اصلی که باید وزارت ورزش به آن توجه کند و آن را سرلوحه مدیریت دیگر فدراسیونها قراردهد. جادارد همین جا اززحمات کلیه مدیران ومربیان والیبال به خصوص آقایان داورزنی وهمچنین یزدانی خرم تشکر کنیم چون این روزها با همه مشکلات وگرفتاری های زندگی، دیدن بازیهای والیبال خستگی را ازتن بیرون کرده وروحیه ای خوب همراه با غرور ملی را به هرایرانی دوستدار وطن تزریق می کند موردی که دردیگر رشته ها کمتر می بینیم. آفرین به والیبالیستهای خوب ایران که دیگر نام عزیزکشورمان رادرسطح والیبال دنیا ، جهانی کرده اند.
به همین بهانه بدندیدم تاریخچه مختصری ازاین مسابقات رابرای خوانندگان گرامی بیاورم :
مسابقات جام جهانی والیبال از سال 1965 میلادی (1344 هجری شمسی ) به میزبانی کشورلهستان با حضور قهرمانان اول دودوم قاره های جهانی برگزاروتیمهای شوروی سابق ، لهستان و چک واسلواکی سابق اول تا سوم شدند.
تیم ملی کشورمان قبل از حضوردراین رقابتها تنها یک بار درسال 1991 میلادی (1370 هجری شمسی) به عنوان یکی ازنمانیدگان آسیا به جهت انصراف دیکر تیمهای آسیایی حضوریافت وبین 12 تیم یازدهم شد. البته درآن سال تیم ما بسیار ضعیف بود وفقط جهت کسب تجربه دراین بازیها حضوریافت. تابحال 33 تیم شانس حضوردراین رقابتها راپیدا کرده اند که ژاپن درتمامی دوره ها (11 دوره ) حضورداشته وبهترین مقام آن دو نایب قهرمانی درسالهای 1969 و1977 بوده است. پرافتخارترین تیم دنیا دراین رقابتها روسیه (شوروی سابق ) با کسب پنج عنوان قهرمانی است.
|
دوره |
سال |
میزبان |
اول |
دوم |
سوم |
|
1 |
1965 |
لهستان (ورشو) |
شوروی |
لهستان |
چک و اسلواکی |
|
2 |
1969 |
آلمانشرقی (برلین شرقی ) |
آلمانشرقی |
ژاپن |
شوروی |
|
3 |
1977 |
ژاپن (توکیو) |
شوروی |
ژاپن |
کوبا |
|
4 |
1981 |
ژاپن (توکیو) |
شوروی |
کوبا |
برزیل |
|
5 |
1985 |
ژاپن (توکیو) |
آمریکا |
شوروی |
چک واسلواکی |
|
6 |
1989 |
ژاپن (توکیو) |
کوبا |
ایتالیا |
شوروی |
|
7 |
1991 |
ژاپن (توکیو) |
شوروی |
کوبا |
آمریکا |
|
8 |
1995 |
ژاپن (توکیو) |
ایتالیا |
هلند |
برزیل |
|
9 |
1999 |
ژاپن (توکیو) |
روسیه |
کوبا |
ایتالیا |
|
10 |
2003 |
ژاپن (توکیو) |
برزیل |
ایتالیا |
صربستان ومونته نگرو |
|
11 |
2007 |
ژاپن (توکیو) |
برزیل |
روسیه |
بلغارستان |
به امید کسب موفقیتهای روز افزون برای والیبال ایران .
تاريخچه مسابقات واليبال قهرماني مردان آسيا
|
دوره |
ميزبان |
سال |
قهرمان |
نايب قهرمان |
سوم |
|
اول |
استراليا |
1975 |
ژاپن |
كره جنوبي |
چين |
|
دوم |
بحرين |
1979 |
چين |
كره جنوبي |
ژاپن |
|
سوم |
ژاپن |
1983 |
ژاپن |
چين |
كره جنوبي |
|
چهارم |
كويت |
1987 |
ژاپن |
چين |
كره جنوبي |
|
پنجم |
كره جنوبي |
1989 |
كره جنوبي |
ژاپن |
چين |
|
ششم |
استراليا |
1991 |
ژاپن |
كره جنوبي |
چين |
|
هفتم |
تايلند |
1993 |
كره جنوبي |
قزاقستان |
ژاپن |
|
هشتم |
كره جنوبي |
1995 |
ژاپن |
چين |
كره جنوبي |
|
نهم |
قطر |
1997 |
چين |
ژاپن |
استراليا |
|
دهم |
ايران |
1999 |
چين |
استراليا |
كره جنوبي |
|
يازدهم |
كره جنوبي |
2001 |
كره جنوبي |
استراليا |
ژاپن |
|
دوازدهم |
چين |
2003 |
كره جنوبي |
چين |
ايران |
|
سيزدهم |
تايلند |
2005 |
ژاپن |
چين |
كره جنوبي |
|
چهاردهم |
اندونزي |
2007 |
استراليا |
ژاپن |
كره جنوبي |
|
پانزدهم |
فيليپين |
2009 |
ژاپن |
ايران |
كره جنوبي |
|
شانزدهم |
ايران |
2011 |
|
|
|
|
هفدهم |
؟ |
2013 |
|
|
|

بیست و سوم مرداد ماه 1382 سالروز درگذشت حسین فکری سرمربی سابق تیم ملی فوتبال دردهه چهل وپیشکسوت فوتبال ایران بود. مرحوم فکری متولد 1302 درتهران بود و علاوه بر سرمربیگری تیم ملی درصعود به رقابتهای مقدماتی المپیک 1964 توکیو درتیمهای چون پرسپولیس ، ماشین سازی تبریز و.... بعنوان سرمربی حضورداشت.
وی بعداز پیروزی انقلاب مدت کوتاهی بعنوان مسوول تربیت بدنی کشور مشغول تحویل وتحول سازمان تربیت بدنی بود. ازنکات جالب اواخر دوره زندگانی وی ثبت نام بعنوان کاندیدای پست ریاست فدراسیون فوتبال بود .
وی دارای مدرک کارشناسی زبان وادبیات فارسی از دانشگاه تهران بود.
فکری مرد بزرگی بود او به واقع پدر فوتبال ایران بود . اولیسانسیه دانشگاه تهران 1326 بود . وی موءسس باشگاه تهران جوان در سال 1318 بود از 1338تا 1346 مربی تیم ملی ایران بود . وی 4 سال رئیس ورزش اموزشگاه های کشور بود که خیلی از بازیکنان ملی ما در رشته های مختلف از همان دوران مدرسه اوج گرفتند . مربی تیم عقاب معروف به تیم ستاره ها و مربی تیم باشگاه خودش تهران جوان و تراکتور سازی تبریز بود . وی تمام عمر خودش را صرف ورزش و سلامت جوانان این مرز و بوم کرد نویسندهای چیره دست بو د .او در سال 1360 اولین روزنامه ورزشی بعد از انقلاب را به نام ورزش منتشر کرد وخیلی کارهای دیگر انجام داده است خدا بیامر زدش روحش شادیادش گرامی باد.

سرانجام هفته گذشته دکتر محمدعباسی بعنوان نخستین وزیر ورزش ایران از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد گرفت. امیدوارم درطی دوران تصدی ایشان بر ورزش ایران شاهد اتفاقات خوب وخوشایند باشیم.
یکی از مهمترین معضلات ورزش ایران از دوره های گذشته تاکنون سلیقه ای عمل کردن روسای ورزش بوده است.به عنوان مثال بحث المپیاد ورزشی درکشور که در دوره مهندس علی آبادی برگزارشد ولی در دوره دکتر سعیدلو پس از یکدوره برگزاری به دست فراموشی سپرده شد. یکی دیگر تهیه طرح جامع ورزش کشوربا هزینه گزاف بود دردوران مهندس مهرعلیزاده بود که درحال حاضر دراتاقهای وزارت ورزش خاک می خورد! دیگری بحث تبدیل معاونتها به اداره کل بود که در دوره مهندس علی آبادی معاونت ورزش به اداره کل تبدیل شد ولی بعد دردوره دکتر سعیدلو دوباره به معاونت تبدیل گشت و بسیاری دیگر ازاین موارد که دراین مقال نمی گنجد. خوشبختانه طی یک دهه گذشته با ورود نیروهای تحصیل کرده از دانشگاه به اداره ورزش کشور شاهد بروز نوآوری ها وخلاقیتهای بسیار خوبی درورزش ایران بوده ایم وبا افزایش این نیروها وزارت ورزش وظیفه خطیری برای استفاده از تخصص این نیروها دارد.
امید است با تشکیل وزارت ورزش وجوانان وبرقراری ثبات نسبی در طول دوره مدیریت وزیر شاهد پرهیز از این سلیقه ها که نتیجه ای جز تضعیف ورزش ندارد باشیم.

هشتاد روز از مرگ ناصرحجازی اسطوره فوتبال ایران گذشت ، درطول تاریخ ورزش ایران قهرمانان وپهلوانان ایران زمین همواره با عث افتخار وسربلندی هموطنان کشورمان شده اند ولی چیزی که باعث محبوبیت یک شخصیت ورزشی می شود فقط معطوف به افتخارات ورزش نیست.
تاریخ همیشه یادآور روزهای تلخ وشیرین است ، روزهایی که به ما ویژگیهای تاریخ را ثابت می کند تا ما هراز گاهی به آن نگاهی بیندازیم وببینیم کجای زندگی هستیم .
یاد ورزشکاران و قهرمانانی چون ناصر حجازی هیچگاه از تاریخ ورزش ایران پاک نخواهد شد چون او به مانند تختی دراوج رفت.
..................با خویش می گویم:
«در اوج باید بود
در اوج باید مرد.»
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|